بوسه عشق ..اشعار ترانه جوانبخت
تو كه با پاكدلان همدل و همسان بودي
كاش در محفل ما يار مريدان بودي
تو كه خود مدعي بخشش و احسان بودي
كاش در باغ جنون در غم رندان بودي
تو كه دلباخته حكمت و عرفان بودي
كاش آگه ز غم سينه مستان بودي
تو كه آن آيت فرزانه جانان بودي
كاش دلداده سرمست گلستان بودي
تو كه همگام ره عشق به يزدان بودي
كاش با ما به از اين ظلمت دوران بودي
..................................................
اينكه من زين وطن خويشي بسي دور شدم
زان دليل است كه در عشق تو محسور شدم
آيتي در دل من ، يار شب تارم باش
من در اين غربت غم قاصد مسرور شدم
راكب مركب عشقم ، غم دورانم نيست
عاشق آن نگه لعبت مخمور شدم
ساحل عيش و طرب همره درياي منست
من كه سرگشته اين محنت پرشور شدم
ساقيا ! دوره هجرت به سر آمد كه كنون
راغب مژده وصل رخ پرنور شدم
بين مقصود و دلم نيست دگر راهي چون
من در اين معجزه ميكده منظور شدم
